X
تبلیغات
نظريه ها و سبك هاي يادگيري - نظریه تداعی گرایی

تداعی گرایی

تداعی سنت گرایی از ارسطو فیلسوف یونانی باقی مانده است که در اواخر قرن نوزده و در اوایل قرن بیستم بصورت علمی و با عنوان‌های "شرطی سازی ، نظریه‌های محرک - پاسخ و رفتار گرایی" در آزمایش‌های پاولف (Pavlov )، ترندایک ( Thorndike) و اسکینر (Skinner) و ..." مورد مطالعه واقع شده است. این نظریات بر پیوند بین محرک‌ها و پاسخ‌ها تاکید و یادگیری را حاصل آن می‌دانند. این نظریات "شناخت ، تفکر " و هر فرآیندی را که قابل مشاهده مستقیم نباشد را مردود می‌دانند.

پيشينه تداعي‌گرايي

افلاطون و فيلسوفان ديگر عهد باستان تصور مي‌كردند كه يادگيري استعداد به يادآوردن انديشه‌هايي است كه افراد آدمي پيش از تولد دارا بوده‌اند. يعني، انديشه‌ها از رشد دروني مايه مي‌گيرند، فطري هستند و به جهاني ديگر تعلق دارند. ارسطو نيز انديشه‌ها و تصورات را ذاتي مي‌دانست و به ورزش رواني هم‌اهميت مي‌داد و از اين ديدگاه به يادگيري توجه مي‌كرد. هر چند وي معتقد بود كه حواس نيز در يادگيري دخالت دارند، اما نقش آنها در درجه دوم اهميت قرار دارد.
سابقه همخواني انديشه‌ها به ارسطو باز مي‌گردد. به اعتقاد او وقتي شييء با انديشه و معلوماتي با شييء يا انديشه و معلومات ديگر ارتباط داشته باشد وجود يكي موجب به يادآوردن ديگري مي‌شود. وي براي يادآوري و همخواني سه اصل مجاورت، مشابهت و تضاد را مهم مي‌شمارد. در اصل مجاورت اشياء يا اطلاعاتي كه از نظر مكاني يا زماني مجاور يكديگرند به خاطر سپرده يا به يادآورده مي‌شوند، كه از نظر مكاني يا زماني مجاور يكديگرند به خاطر سپرده يا به يادآورده مي‌شوند، مانند «پاريس و برج ايفل»، «انقلاب كبير فرانسه 1789». در اصل مشابهت دو چيز با دو مورد مشابه يكديگر را به ياد مي‌آورند، مانند «گربه و ببر» يا « thunder و تندر» در انگليسي و فارسي. در اصل تضاد نيز اشياء يا انديشه‌هاي متضاد يكي موجب يادآوري ديگر مي‌شود، همچون «سرما و گرما» يا «عزت و ذلت». معلمان و پرورشكاران بر اين اساس همخواني انديشه‌ها را در كار يادگيري و تحصيل دانش با اهميت مي‌دانستند.
تداعي‌گرايي در قرن نوزدهم و نيمه نخست قرن بيستم مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفت. همه نظريه‌هاي شرطي از آن جمله‌اند. نظريه وابسته‌گرايي يا پيوندي ثورندايك وابستگي و پيوند محرك و پاسخ را به يكديگر وسيله يادگيري مي‌شمرد، در صورتي كه پاولف به همراه شدن محركي با محرك ديگر تاكيد مي‌ورزيد. اما شرطي شدن عامل به رفتاري كه نخست انجام مي‌گيرد و پاداش دريافت مي‌دارد اهميت مي‌داد و اين روش را براي يادگيري موثر مي‌شناخت در اين بخش به نظريه‌هاي مهم تداعي‌گرايي كه به رفتارگرايي شهتر يافته‌اند، در چه فصل به ترتيب زماني اشاره مي‌شود و در يكي از فصلهاي آينده به جنبه‌هاي كاربردي هر دسته از نظريه‌ها به عنوان نظريه‌هاي آموزشي پرداخته خواهد شد.

انواع نظریه‌های تداعی گرا در روان شناسی

نظریه ثرندایک

                                                                                       

نخستین نظریه علمی از نوع تداعی گرایی (شرطی سازی) در سال 1898 میلادی بوسیله ادوارد.لی تورندایک روان شناس آمریکایی انتشار یافت. او در آزمایش‌های خود که بر روی حیوانات (بویژه گربه) انجام می‌گرفت، به شناسایی تعدادی از قوانین بنیادی یادگیری از قبیل یادگیری پیوندی است که میان محرک و پاسخ ایجاد می‌شود، شد. چون او به پیوند بین محرک و پاسخ تاکید داشت، نظریه او با پیوند گرایی (Bondconnectionism) مشهور شد.

نظریه پاولف

                                                                                             

ایوان پترولوویچ پاولف در واقع یک فیزیولوژیست بود که به تحقیق روی نقش مایعات مختلف در گوارش علاقه داشت و بطور تصادفی در جریان تحقیق متوجه شد که برخی از حیوانها (او از سگ‌ها استفاده می‌کرد) در آزمایشگاه او قبل از اینکه تغذیه شوند، شروع به ترشح بزاق (یکی از مایعات لازم برای گوارش) می‌کنند. او تحقیق در مورد این موضوع را دنبال کرد و یکی از مهمترین نظریه‌های یادگیری یعنی یادگیری از راه شرطی شدن کلاسیک (Classical Conditioning) یا نظریه بازتابی(Reflexing Theory) را بنیان گذاشت. تحقیقات او به بسیاری از ابهامات در حوزه یادگیری پایان بخشید.

نظریه واتسن

جان . بی . واتسن روان شناس آمریکایی و بنیانگذار رفتارگرایی (Behavioral Theory) است که روان شناسی پاولف را در آمریکا رواج داد. او بر نقش محیط و یادگیری تاکید زیادی داشت و وراثت را بشدت رد می‌کرد. کارهای او بنیانهای روان شناسی علمی را استوار کرد.

نظریه هال

                                                                                       

کلارک هال (Clark Hull) از روان شناسان رفتارگرا با نظریه کاهش سایق (Drive Reduction) است. وی برای یادگیری فرضیه‌های مختلفی را مطرح کرد که معروف ترین آنها عبارتند از : نیاز ، تقویت ، سایق نخستین ، سایق ثانوی و … . به عقیده او رفتار پیچیده از رفتارهای ساده بر پایه شرطی شدن و به صورت گام به گام بوجود می‌آیند.

نظریه گاتری

 

ادوین گاتری (Edwin Guthrie) نظریه پردازی است که بر اصل مجاورت در یادگیری تاکید کرد و به همین جهت نظریه او به شرطی شدن مجاورتی (Conditioning Contiguity) معروف شد. او برخلاف نظریه‌های پاولف و ترندایک اصل مجاورت را اساس یادگیری و ارتباط محرک و پاسخ می‌دانست و اصل تقویت و … را رد می‌کرد.

نظریه اسکینر

                                                                                

بی . اف . اسکینر معروفترین روان شناس در حوزه یادگیری از نوع شرطی شدن (تداعی گرا) است. چرا که رفتارگرایی او رادیکال (تندرو) بود و هر چیزی را که به چیزی غیر از یادگیری از راه تداعی (شرطی سازی) می‌پرداخت، به شدت رد می‌کرد. او فقط به روشهایی تاکید داشت که قابل مشاهده باشند و بنابراین رویدادهای ذهنی و شناختی نظیر اراده ، احساس ، شناخت غریزه و … را قبول ندارد.

 

http://ceit.aut.ac.ir

http://daneshnameh.roshd.ir

 

 

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بر این باوریم که اگر سبک یادگیری فرد با نیازهای روحی و روانی و همچنین رشته ای که در آن تحصیل میکند همخوان نباشد شخص یا از آن یادگیری انصراف میدهد و یا موجبات نارضایتی وی را به وجود می آورد.
هر لحظه از زندگي معجره اي است ... دگرگوني همواره در راه است ... حال را با برنامه اي براي آينده زندگي كن كه عفن و عطر گل دو وجه زندگي اند... آنچه از توست از آن تو نيست انچه يار خاطر توست گردآور نه آنچه بار خاطر توست. دگر شده اند ديگران .... دگرگوني پذيرا باش .
واقعيت اين است به اين سادگي
سعی کرده ایم روی این باور در این وبلاگ نظریه ها و سبک های یادگیری را که قطره ای از دریای جوشان و مواج آموزش می باشد یادآوری نماییم باشد که مورد استفاده همکاران قرار گیرد.

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM